به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ اپیدمی تکفرزندی در خانوادههای ایرانی از جایی شروع شد که رسانهها تبلیغ کردند داشتن فرزند کمتر، زندگی بهتری را برای والدین و فرزندان به ارمغان میآورد. پدر و مادرها که باسوادتر و حساستر به آینده بچههایشان شده بودند، به این نگرش رسیدند که به جای تربیت چند فرزند با آیندهای نیمهموفق، بهتر است یک فرزند کاملاً موفق تحویل جامعه دهند. این ذهنیت، علیرغم تبلیغات متضاد امروزی، همچنان در خانوادههای سطح متوسط و بالا ادامه دارد. اما مثل اکثر قصههای زندگی، قصه تکفرزندی هم بدون سراشیبی نبوده است.
تکفرزندی و آسیبهای پنهان
بچههایی که تکفرزند هستند، به دلیل نبود خواهر یا برادر، فرصت تمرین رقابت سالم را ندارند. آنها که از زبان والدین هیچگاه کمتر از گل نشنیدهاند، با کوچکترین شکست میشکنند و پا پس میکشند. در حالی که اگر خواهر یا برادری داشتند، داشتن رقیب را بهتر درک میکردند و بهتر از عهده موقعیتهای رقابتی برمیآمدند.
از سوی دیگر، خواهر و برادر داشتن کمک میکند تا فرزندان بتوانند خودشان را جای دیگری بگذارند و از منظر او به اتفاقات نگاه کنند. بچهای که خواهر و برادر ندارد، فرصت کمتری برای همدلی پیدا میکند. بچهها رازها و حرفهایشان را پیش از آنکه به پدر و مادر بگویند، با خواهر و برادرانشان در میان میگذارند و آنها بزرگترین سرمایه حمایتی برای روزهای سخت آینده هستند. این نقص در جنبه حمایتی برای والدین هم مطرح است؛ پدر و مادری که یک فرزند دارند، در زمان پیری فقط یک نفر را دارند که امیدوارند به آنها سر بزند و از آنها مراقبت کند، در حالی که والدین چندفرزند از چند منبع حمایتی برخوردار میشوند.
تکفرزندها در مهمانی و سفر مجبورند با بزرگترها دمخور باشند و نمیتوانند با همسالانشان ارتباط کافی برقرار کنند. این مسئله باعث میشود احساس تنهایی بیشتر و شادکامی کمتری داشته باشند. همچنین قرار گرفتن در مرکز توجه دائمی والدین، آنها را با اضطراب «نکند آن کسی نباشم که انتظار دارند» مواجه میکند و والدین را نیز درگیر نگرانیهای افراطی میسازد.
تکفرزندی، نه کاملاً خوب و نه کاملاً بد
صحبت از معایب تکفرزندی به این معنی نیست که تکفرزندها افراد موفقی نخواهند بود. بسیاری از آنها خلاقتر و اجتماعیتر از بچههای چندفرزندی هستند. اما مسئله این است که در برابر چیزهایی که به فرزندمان میدهیم، چه چیزهایی را از او میگیریم. گرچه ممکن است به تکفرزند خود آسایش بیشتر، تحصیل در مدرسه و دانشگاه بهتر و کلاسهای متفرقه بیشتر بدهید، ولی یک چیز خیلی مهم را از او خواهید گرفت: داشتن خواهر و برادرانی که امروز و فردا پشت و پناه او باشند.
مشکلات زنان شاغل؛ ازدواج و دوگانگی نقشها
امروزه نقش مؤثر زنان در عرصههای مختلف غیرقابل انکار است. اما ایجاد تعادل میان زندگی شخصی و شغلی برای «زنان شاغل متأهل» به برنامهریزی صحیح آنها محدود نمیشود؛ عوامل متعددی مانند زیرساختهای اجتماعی، پرداخت حقوق و مزایا و بیمه یکسان، و فرهنگسازی در این موضوع نقش دارند. حقوق و مزایایی که امروز برای زنان در نظر گرفته شده، با انتظارات و نیازهای آنها همخوانی ندارد و این ناهمخوانیها موجب خستگی، عدم تعادل و آسیبهای روانی زنان میشود.
آیا مرخصی زایمان ۶ تا ۹ ماهه و محدودیت زمان کاری تا ساعت ۱۴ برای حمایت از فرزندان میتواند همه نیازها و مشکلات زنان را برطرف کند؟ آیا مردان نقشها و مسئولیتهای خود را در زندگی مشترک پذیرفتهاند؟ آیا فضای اجتماعی امروز، احترام و حرمتی که برای مردان قائل است را برای زنان نیز در نظر دارد؟
زنان شاغل تا زمانی که مجردند، تنها به شغل و علاقهمندیهای خود مشغولند، اما بعد از ازدواج، وضعیتشان کاملاً دگرگون میشود. آنها از ابتدای روز همپای مردان خارج از خانه کار میکنند و بعد از اتمام ساعت کاری، به دلیل نوع دیدگاهی که به وظایف زنان وجود دارد، مسئولیتهای متعدد خانه را نیز برعهده دارند. این در حالی است که مردان بعد از ازدواج، سر و سامان میگیرند و کیفیت زندگیشان بهتر میشود. زنان متأهل شاغل در صورت نداشتن آرامش، احساس پوچی و خستگی میکنند و به مرور در دو راهیِ شغل یا زندگی شخصی قرار میگیرند؛ اگر شغل را انتخاب کنند، با بحرانی مانند طلاق مواجه میشوند و اگر زندگی را انتخاب کنند، از نظر روانی آسیب میبینند.
خانواده ایرانی امروز با دو چالش اساسی روبروست: تکفرزندی که کودکان را از داشتن پشتوانه عاطفی و اجتماعی محروم میکند و فشارهای مضاعفی که بر زنان شاغل متأهل برای تعادل میان نقشهای چندگانه وارد میشود. راه حل، بازنگری در نگرشها، اصلاح قوانین نابرابر و ایجاد حمایتهای واقعی از خانوادههاست. باید به سمتی حرکت کنیم که کودکان از گرمی خواهر و برادرها بهرهمند شوند و زنان نیز بدون فشار مضاعف، بتوانند هم مادرانی موفق و هم کارمندانی توانمند باشند.